محمد مهريار

625

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

چيزى نداريم كه بگوييم . چون‌كه شهر روستا را مىخورد و از بين مىبرد و براى ما فقط نام كهن و درخشان آن باقى است و اينك مىپردازيم به توضيح نام شكوهمند آن . واژه‌شناسى : در واژهء « كرم » و « كلمان » گفتيم « كرم » نام يك قبيلهء آريايى است و « كلمان » همان كرمان است ( به حكم اينكه « ر » و « ل » در پارسى به هم تبديل مىشود ) بنابراين جزء اول واژه ، يعنى « كرم » يا « كلمن » معادل « كلمان » ، همان « كرم » و يا كرمان است . ( البته اين نظرى پيشنهادى است و نگارنده بر آن اصرارى ندارد . ) اما ببينيم جزء دوم چيست ؟ البته خواننده توجه كرده است كه اين واژهء « خواران » به فتح « خ » تلفظ مىشود و از دو جزء تركيب شده است « خوار + ان » . جزء اول همان واژهء اوستايى « خور » است ، به معنى فرّ و شكوه . و همين واژه است كه بعدها « خرّه » ( به فتح اول و تشديد « ر » ) و سپس فرّه و فر شده است و معنى آن به‌هرحال همان شكوه و فر و جمال و جلال است و « ان » پسوند است براى كثرت و نسبت . بنابراين كلمن‌خواران معادل كرمان‌خواران ، يعنى جايى كه فر و شكوه كرمان را داراست . شبيه اين واژه همان ديه آذرخواران است كه گذشت « 1 » و از نظر تركيب مخصوصا در جزء آخر هردو يكى است . كلمنجان Kalmanj n كلمنجان ديهى است از دهستان قهاب در شرق اصفهان . اين ديه با همهء عظمت و شكوه ظاهرى جمعيت چندانى ندارد . در سرشمارى سال 1355 فقط 55 نفر جمعيت داشته است . « 2 » ديه‌هاى قهاب معمولا داراى زمين وسيع براى كشاورزى مىباشد . محصول عمدهء آن گندم و جو در سالهاى اخير كه آب رودخانهء زاينده‌رود با مجارى و انهار جديد به آنجا راه يافته برنج است . اگرچه ستبرى و ضخامت ديوارها و برجهاى كبوتر مىتواند بر قدمت آن امارهء خوبى باشد ولى من در آن بنايى قديمى نيافتم . راجع به قهاب در اين كتاب به تفاريق و به تضاعيف گفت‌وگو به عمل آمده است . دربارهء جامعه‌شناسى آن هم به‌طور كلى سخن گفته‌ايم . به اجمال تاريخ آن تا پيش از اسلام مىرسد . حافظ ابو نعيم وقتى از شهرهاى ولايت

--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان آذرخواران در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 216 . در سال 1375 جمعيت اين روستا به 411 نفر رسيده است .